X
تبلیغات

پایگاه اینترنتی به سوی ظهور

به سوی ظهور
به سوی ظهور
 
مذهبی،قالب مذهبی،قالب بلاگفا

در یكى از روزها شخصى از انصار به حضور مبارك امام حسین علیه السّلام رسید

 و خواسته و نیاز خود را بدین مضمون روى كاغذى نوشت :

اى سرورم ! اى ابا عبداللّه ! من به فلان شخص مبلغ پانصد دینار بدهكار هستم

و توان پرداخت آن را ندارم ، چون تنگ دست بوده

 از لحاظ مالى ، سخت در مضیقه مى باشم .


پس از آن كه امام حسین علیه السّلام نامه او را قرائت نمود،

یك هزار دینار تحویل وى داد و او را موعظه نمود و اظهار داشت :

در تمام حالات سعى كن ، خواهش و خواسته خود را فقط به یكى

 از سه شخص بگو و از او تقاضا كن :


1 - این كه سعى كن خواسته ات را از كسى تقاضا نمایى كه مؤ من و مورد اطمینان باشد.


2 - با مروّت و جوانمرد باشد، كه حتّى الا مكان ناامیدت نكند.


3 - داراى حسب و نسب شریفى باشد، كه تو را سبك نشمارد، بلكه برایت اهمیّت و ارزش قایل شود.


اءمّا دین دار مؤ من ، ایمانش سبب مى شود كه خواسته و خواهش تو را برآورده نماید.


و امّا كسى كه حسب و نسب درستى داشته و جوانمرد باشد،

هرگز روى تو را زمین نمى اندازد و به هر شكلى كه باشد

 آبروى تو را حفظ و خواسته ات را برآورده مى كند.****************************************واقعا به کی میشه اطمینان کرد؟؟؟

دنیای گرگی داریم...به هرکی اطمینان میکنی بدون اینکه بفهمی آبروتو میریزه

اگه براش ی کم مهم باشی دلتو میشکنه

به قول ی نفری:

دوستی باهرکه کردم خصم مادرزاد شد

آشیان هر جا گرفتم خانه صیاد شد



نوشته شده در تاريخ توسط فرید عباسی

رهبرم،اینجا چه می کنی؟

تو که افلاک حریم بارگاه تو اند،اینجا چه می کنی؟

به راستی که صفاتی همچون علی (ع) داری...

حقا که ابو ترابی...



نوشته شده در تاريخ توسط فرید عباسی

 


همانطور که میدانید بنابر حدیث معروف امام زمان (عج) که فرمودند : ما بر تمامی احوال و اوضاع شما آگاهیم و چیزی از شما بر ما پوشیده نیست. روزهای دوشنبه و چهارشنبه اعمال ما بر ایشان عرضه میشود و از انجام امور صالحی که انجام داده ایم خوشحال میشوند و ما را  دعا میکند و از اموری که مطابق فرموده ی خدا و رسول (ص) نباشد اندوهگین میشوند و علاوه بر دعا برای اصلاح ما ، حتی ایشان برای ما اشک میریزند. امیدواریم که هیچ مسلمان و خصوصا شیعه ای موجب ناراحتی قلب حضرت ولی عصر (عج) نشود و از کارهای ناپسند خویش توبه کند و به سمت خدا بازگردد.

امام زمان (عج) از ما انتظاراتی دارند که در یک کلام میتوان گفت از ما عمل به قرآن کریم را میخواهند و در تشرفاتی که در برخی روایات معتبر آمده میتوان مواردی را بازگو کرد که منافاتی با قرآن کریم و احادیث ائمه اطهار علیهم السلام ندارد.

1-دعا برای فرج بعد از ذکر مصائب سیدالشهداء علیه السلام در مجالس عزاداری

2- قسم دادن خداوند به حق حضرت زینب (س) جهت تعجیل در امر فرج

3- احترام به پدر و مادر ، زنده باشند یا مرده و نیکی کردن به آنها

4- داشتن عدل و انصاف

5- خواندن نماز در اول وقت

6- توجه به فقرا و دستگیری از آنها

7- خدمت به اهل بیت علیهم السلام و خدمت به دین و رد فرقه های ضاله و ساختگی

8- خدمت به خلق خدا و مردم

9- اشک بر اباعبدالله الحسین علیه السلام و زیارت آن حضرت

10- توبه و دوری از گناه و گناهکار و دوری از دروغ

11- داشتن حجاب و حیاء به خصوص برای بانوان

12- کسب مال حلال و پرداختن خمس

 

امیدواریم  که جامعه ی مسلمان و شیعه با انجام واجبات و ترک محرمات و گناهان ، در زمینه ی جهاد با نفس پیروز باشد و خانواده و محیط پیرامون زندگی خود را با امام زمان (عج) بیشتر آگاه کند.


نوشته شده در تاريخ توسط فرید عباسی


رییس پلیس فتا خراسان‌ رضوی ضمن اشاره به اینکه اقدامات ما در رابطه با جمع‌ آوری در سیم‌کارت‌های انگلیسی شروع شد، توصیه کرد نسبت به سهمیه و فروش سیم‌کارت‌های انگلیسی اقدامی انجام ندهند.


آی پسند:وی درباره برخی خطرات سیم‌کارت‌های رایتل یادآورشد:
 یکی از مشکلات استفاده از تلفن‌ همراه تصویری، از بین رفتن حریم بین زن و مرد است که در اسلام نیز سفارش زیادی برای حفظ و نگهداری آن شده است.

عرفانی با بیان اینکه با استفاده از این وسیله می‌توان تصاویر مخاطبان را ضبط و از آنها سوء استفاده کرد، تصریح‌کرد:
 این تهدید بسیار جدی برای امنیت و احساس خانواده‌ها است که تشدید سوءظن خانواده‌ها نسبت به هم به حد انفجار خواهد رسید.


Read more:http://worldprayer.ir/#ixzz2KqnADFNs



برچسب‌ها: رایتل, نسل خراب ارتباطات
نوشته شده در تاريخ توسط فرید عباسی
ما گروهمان را دو قسمت کردیم. یکسری از آنها سرود " خمینی ای امام " را در فرودگاه مهرآباد خواندند و یکسری نیز در بهشت زهرا(س) سرود "برخیزید ای شهیدان راه خدا" را خواندند.
حمید شاهنگیان از جمله آهنگسازانی است که در سال‌های قبل و اوایل پیروزی انقلاب سهم مهمی در ساخ و توزیع سرودهای انقلابی داشته است. او می‌گوید که سرودهایی چون "خمینی ای امام" را پشت نوارهای سخنرانی امام خمینی (ره) ضبط و توزیع می‌کرده است.

هر سال دهه فجر که می‌آید سرودهای انقلابی سال‌های دور ورد زبانمان می‌شود و با مرور آنها خاطرات روزهای دور را مرور می‌کنیم از روزهایی که این سرودها را با هزار عشق و علاقه در مدرسه‌هایمان اجرا می کردیم و چه رقابتی داشتیم برای اینکه تک‌خوان سرود هم باشیم.

وقتی پای این سرودها در میان باشد، نمی‌شود از سیدحمید شاهنگیان یکی از اولین سازندگان سرودهای انقلابی یادی نکرد. او که فارغ‌التحصیل رشته مدیریت از دانشگاه شیکاگو است، قبل از پیروزی انقلاب اسلامی کار ساخت سرودهای انقلابی را به تنهایی آغاز کرد. او در کارنامه هنری خود سرودهایی چون" خمینی ای امام"، " برخیزید ای شهیدان راه خدا"، "۱۷ شهریور" و ... را دارد.

با او بازگشتی به گذشته داشته‌ایم و در مورد سرودهای انقلابی به گفتگو نشسته‌ایم.

* چه موضوعی باعث که شما در آن برهه زمانی برای ساخت این سرودها اقدام کنید؟

- طبیعا شرایط تاریخی در هدایت افراد به سمت مسایل اجتماعی موثر است. در شرایط آن روزگار نیز همه مردم دست به دست هم دادند و همه ما یک هدفی داشتیم و آن هدف چیزی نبود جز پیروزی انقلاب اسلامی و پیاده شدن اسلام و سرنگونی طاغوت.

در آن روزها همه دست به دست هم می‌دادند و هر کسی هر کاری از دست‌اش برمی‌آمد انجام می‌داد و من نیز در این سیل عظیم مردم، قطره‌ای از این دریای خروشان بودم که به حرکت درآمده بود و به نظر خودم کار خیلی ویژه‌ای در این زمینه نکرده‌ام.

آن روزگار یکسری اتفاقات در مملکت می‌افتاد و من فکر می‌کردم این مسایل باید تثبیت و به اشکال مختلف در اذهان مردم تکرار شود تا از خاطره‌ها نرود. از جمله این حوادث، کشتار ۱۷ شهریور بود یا حوادث دیگری مثل حادثه ۱۳ آبان که اینها روزهای تاریخی انقلاب بود و ما باید ثبت آنها کاری صورت می‌دادیم.

البته ما فکر نمی‌کردیم حرکت مردم به این زودی به پیروزی نهایی دست پیدا کند و این احتمال را می‌دادیم که برخی از این اتفاقات به مرور از یاد برود لذا سعی کردیم به واسطه شعر و موسیقی در تثبیت این حوادث قدمی برداریم.

* و به همین دلیل سرود "۱۷ شهریور" را اجرا کردید؟

- اولین کاری که در این زمینه انجام شد، در مورد کشتار ۱۷ شهریور بود و سرودی بود که روی سخنش با شاه بود و با درود بر روان پاک شهدا و شهیدانی که در میدان شهدا کشته شده بودند، به شاه می‌گفت که جوانان را پر پر می‌کنی و روز ۱۷ شهریور روز ننگ توست و ۱۷ شهریور افتخار ماست و مبنای سرود این بود که نامی از شهدای ۱۷ شهریور در یادها بماند.

* آیا همان روزها بازخورد کارهایتان را در جامعه می‌دیدید؟

- وقتی که در یک کویر یک خار بلندی هم ببینم به نظر یک درخت تنومند جلوه می‌کند. آن‌روزها چون هیچ کاری در این زمینه‌ها نبود، سرودهای ما به شکل اعجاب‌آوری منتشر می‌شد و دهن به دهن می‌گشت و نوار آن دست به دست می‌شد.

در آن سال‌ها وقتی این سرودها ساخته می‌شد معمولا پشت نوار سخنرانی‌های حضرت امام خمینی (ره) که از خارج از کشور می‌آمد، اضافه می‌شد. حالا فرض کنید که مثلا امام یک ساعت صحبت فرموده بودند و نوار نیم ساعت دیگر جا داشت و سرودها را به اصطلاح در نوار مادر ضبط می کردند و از آن به بعد هر کسی که این نوارها را تکثیر می‌کرد، طبیعا این سرودها هم به انضمام آن تکثیر و به فاصله بسیار بسیار کوتاهی در سراسر کشور منتشر می‌شد. مردم هم یاد می گرفتند و آنها را در راهپیمایی‌ها می خواندند.

یادم هست خیلی از آن سرودها به صورت دسته‌جمعی در تظاهرات‌ها خوانده می‌شد.

* حتی در آن سال‌ها در شعارها هم از این سرودها استفاده می‌شد.

- بله. اتفاقا خود من یادم هست که همین سرود ۱۷ شهریور را گروهی که آنها را نمی شناختم بر روی پل چوبی می‌خواندند.

* بسیاری از سرودهای انقلابی را حمید سبزواری سروده است. چه زمانی شما با هم همکار شدید؟ فکر می‌کنم در ابتدای راه شما به تنهایی بسیاری از کارها را اجرا کردید.

- کلیت ماجرا در مورد این سرودها این بود که هدف ما ثبت وقایع بود تا هم این آثار در تاریخ بمانند هم اینکه مردم بتوانند با خواندن این سرودها اتحاد و همنوایی بیشتری پیدا کنند.

من در ابتدای راه به تنهایی این کارها را انجام می‌دادم و سپس دوستانی پیدا کردم که من را در این زمینه همراهی می‌کردند.

* به هر حال پیدا کردن افراد معتمد آسان نبود.

بله. به مرور دوستانی پیدا کردم که قابل اعتماد بودند و کم کم سرودها کیفیت بهتری پیدا کرد و بعد نیز شعرهای آقای حمید سبزواری وارد کارهای ما شد و کار با کیفیت بهتری جلو رفت.

* موضوع و محتوای سرودها از قیام مردم می‌آمد؟

- اینکه در مورد چه موضوعی سرود ساخته شود، از سوی خود انقلاب و مردم تعیین می‌شد؛ مثلا کشتارهایی که اتفاق می‌افتاد و باید ثبت می‌شد یا مثلا شعارهای مردم که یکی از این شعارها، شعار زندانی سیاسی بود که در آن زمان مردم خواستار این بودند که دو زندانی بسیار شاخص که آیت الله طالقانی و آیت الله منتظری بودند، آزاد شوند و مردم عکس های این دو بزرگوار را دستشان می‌گرفتند و ما برای آزادی زندانیان سیاسی سرود زندانی را ساختیم یا به خاطر همین شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی سرود آزادی را ساختیم.

همگام با اتفاقاتی که رخ می داد ما سرودهای این حوادث را تدارک می‌دیدیم. بالاخره ما هم بخشی از اتفاقاتی بودیم که در مملکت می‌افتاد. اتفاقات روز جامعه و سرودهایی که ساخته می‌شد لازم و ملزوم یکدیگر بودند و همدیگر را تقویت می‌کردند. وقتی حوادثی اتفاق می افتاد ما سرودی می ساختیم و وقتی مردم را دعوت می کردیم "برخیزیم از برای آزادی، بستیزم از برای آزادی، تا گیریم خون بهای آزادی، بسپاریم سر به پای آزادی" این حرف‌ها زده می شد، مردم هم انگیزه بیشتری پیدا می‌کردند و حرکت خود را انجام می دادند و اینها به صورت عمل و عکس العمل یکدیگر بودند.

در واقع شعارها و حرکت‌های مردمی و سرودها از هم تاثیر می‌پذیرفت.هم شعارها باعث می‌شد که این سرودها ساخته شوند و هم این سرودها باعث می شد که مردم هماهنگ‌تر شعار بدهند.

* درباره دو سرودی که در کارهای شما شاخص‌تر هستند؛ "خمینی ای امام" و "برخیزید ای شهیدان راه خدا" که هنوز هم این دو سرود را در دهه فجر از رادیو و تلویزیون می‌شنویم، این دو سرود چگونه ساخته شدند؟

- محور حرکت انقلاب، حضرت امام (ره) بودند، نگاه ها به ایشان بود و هر حرکتی که ایشان انجام می دادند و هر اتفاقی که راجع به ایشان بود گیرایی و جذابیت خاص خودش را برای مردم داشت. آقای سبزواری دو شعر درباره حضرت امام (ره) سرود که من آن دو شعر را با هم ادغام کردم و از مجموع آن دو شعر ترکیبی بوجود آمد که از دل آن سرود "خمینی ای امام" بوجود آمد.

طبیعا وقتی کار برای امام (ره) بود با استقبال بی نظیر مردم روبرو شد و همه جا دهن به دهن می‌گشت.

آقای سبزواری انسان تیزهوشی بود و در مسایل سیاسی خیلی دقیق عمل می کرد. او حدس زد که امام (ره) اولین جایی که پس از ورود به ایران می روند، بهشت زهرا (س) است و با شهدا صحبت می‌کنند که این شعر برای این منظور ساخته شد که "برخیزید ای شهیدان راه خدا که امامتان آمده در کنار شما تا که سازد غرق بوسه مزارتان". این را آقای سبزواری سرود و ما نیز گروهی را برای این موضوع تدارک دیدیم و بچه ها تمرین کردند.

البته ما گروهمان را دو قسمت کردیم. یکسری از آنها سرود " خمینی ای امام " را در فرودگاه مهرآباد خواندند و یکسری نیز در بهشت زهرا(س) سرود "برخیزید ای شهیدان راه خدا" را خواندند.

ماندگاری این دو اثر هم مربوط به وابستگی این دو سرود به شهدا و امام راحل است و از برکت وجود حضرت امام و خون شهدا است که این دو سرود ماندگار شده است.

* در فضای امنیتی سال ۵۷ چطور کار می‌کردید؟ آیا این مشکلاتی برای شما ایجاد نشد و اختلالی در ضبط این سرودها بوجود نمی‌آمد؟

- تا مدت‌ها به دلیل ترس از لو رفتن تنهایی کار می‌کردم و به کسی اعتماد نمی‌کردم تا اینکه یک اتفاق خوب افتاد و آن اتفاق این بود که از آنجا که خود من در توزیع نوارهای امام راحل که در پشت آن نیز همین سرودها ضبط می‌شد، شرکت می‌کردم، یک روز همین نوارها را به یک مغازه قنادی در محدوده چهار راه سرچشمه رساندم.

بعد از ظهر که به همان جا بازگشتم دیدم که یک کسی از بازار آمده و می گوید که "بچه های فرانسه یک سرود خوانده اند مثل ماه" و من خیلی تعجب کردم و با خودم فکر کردم که عجب حسن تصادفی و بعد که شروع کرد به خواندن و توصیف سرود متوجه شدم که سرود خود من است.

اتفاق خوب این بود که آنها فکر می‌کردند بچه های فرانسه این سرود را ساخته اند و تا مدت‌ها خیالمان از این بابت راحت بود و ساواک هم به خیال اینکه این سرودها از فرانسه آمده است و این مجموعه کارها به همراه سخنرانی های امام در فرانسه انجام می‌گیرد، خیلی دنبال این نبود که سازندگان سرودها را در ایران دستگیر کند.

این مساله یک مقداری دست ما را باز و خیالمان را راحت کرد که کسی به سراغ مان نمی‌آید و این موضوع به ما فرصت داد که با دوستان دیگری هماهنگ بشویم و در فضای امن تری کارمان را انجام دهیم. آقایان حسین شمسایی، حسین صبحدل،عباس صالحی، محمدرضا شریفی‌نیا و حمید یگانه دوستانی بودند که بعدها در این کار با من همکاری کردند.

* شریفی‌نیا در این میان چه کار می‌کرد؟

- شریفی‌نیا سابقه زیادی در حسینیه ارشاد داشت و فعالیت‌های فرهنگی زیادی انجام می‌داد. از طرفی صدای خوبی هم داشت و خوب دکلمه می کرد و آدم با شهامتی بود و متونی را که برای ما سخت بود او می‌خواند و خیلی خوب اجرا می‌کرد.

*درباره دوستان دیگری که با شما همکاری می‌کردند، بفرمایید.

- همه این افراد سابقه انقلابی داشتند. حسین شمسایی کسی بود که شعرهای سنگین آقای سبزواری را پشت میکروفن به خوبی اجرا می کرد. مثلا "طرب رمیده ز گلشن، چه گلستان است این / نشاط رفته ز مرغان، چه گلبانگ است این/ گلی نماند که گلچین از شاخسار نچید، چه آفت است چمن را، چه باغبان است این" را با صلابت می‌خواند.

یا آقای حسین صبحدل که خدا اوا را رحمت کند، در حسینیه ارشاد آن اذان معروف و آن شعرهای انقلابی را به طور استوار و محکم می‌خواند. بالاخره هر کسی که در حسینیه ارشاد در کنار مرحوم دکتر شریعتی کار می کرد طبیعا باید از یک روحیه انقلابی بر خوردار می بود. اینها کسانی بودند که همدیگر را پیدا کردند و آقای صالحی هم توسط آقای صبحدل دعوت شد و با ما همکار شد.

* در سرودهای انقلابی شما یک ویژگی جمع‌گرایی به عنون شاخصه اثر وجود دارد و از تک‌خوانی چندان اثری نیست. این یک انتخاب هدفمند بود؟

- واقعیت این بود که من و دیگر دوستان هیچ کداممان خواننده حرفه ای نبودیم. این یکی از دلایلی بود که ما تک‌خوان نداشتیم. دلیل دوم این بود که ما می خواستیم مردم به صورت جمعی یک حرفی را بزنند و اگر می خواستیم این کار را بکنیم باید خودمان نیز این سرودها را به صورت جمعی اجرا می‌کردیم و از طرف دیگر اگر تک خوانی می شد اینقدر گیرایی نداشت که یک جمعی این سرودها را اجرا می‌کردند.

این جمع هم می تواند ۵ نفر تا ده هزار نفر باشد و ما هم هدفمان این بود که جمع این را بخواند و با هم همصدا بشوند تا صدایشان به جهان برسد. بالاخره باید صدا و فریاد انقلاب به گوش دنیا می‌رسید. به نظر خیلی معقول و طبیعی می‌آمد که به صورت جمعی کار کنیم و بر همین اساس همه سرودها به صورت کر و دسته جمعی اجرا شد.

* ما بیشتر امروز این سرودها را با ساز و موسیقی می شنویم آیا کار موسیقی و سازبندی این آثار را نیز خودتان انجام دادید؟

- خیر. اوایل انقلاب بدون آهنگ و موسیقی این سرودها اجرا شد و بعد از انقلاب بود که بر روی این سرودها موسیقی گذاشته شد و نوازندگان حرفه‌ای این سرودها را با موسیقی اجرا کردند و بالاخره کار حرفه‌ای انجام شد.

البته درباره بعضی از کارها که بعد از انقلاب با موسیقی ضبط شدند، چون هدفمان این بود که روح کارهای قبلی حفظ شود معمولا سعی می‌کردیم از خود بچه‌هایی که قبل از انقلاب این کارها را اجرا کردند، دوباره استفاده کنیم. مثلا کار "برخیزید ای شهیدان راه خدا" که این روزها هم پخش می‌شود، همان کاری است که بچه‌های اصلی گروه اجرا کرده‌اند. در واقع این آثاری که با موسیقی می شنوید با کیفیت استدیویی ضبط شده است و من این ملودی این کارها را ساختم یا با همان ملودی‌های من دوباره ساخته شدند.

* و در پایان اینکه چرا سالیان سال است دیگر در عرصه موسیقی فعالیت متمرکز نمی کنید؟
- کار من مدیریت است و بیشتر کار مدیرتی انجام می دهم. تحصیلاتم مدیریت است و در حال حاضر در رشته تخصصی خودم مشغول هستم. در حوزه آهنگسازی یک روزی به حضور من نیاز بود که در آن زمان فعالیت می‌کردیم ولی امروز که هنرمندان متعهد هستند و جامعه نیز از کار آنها استفاده می‌کند، فکر می کنم که نیازی به حضور من نیست. البته من در این زمینه هم تحصیلات آکادمیک ندارم و بیشتر علاقه دارم که در کار مدیریت و رشته تحصلی خود فعالیت کنم.


نوشته شده در تاريخ توسط فرید عباسی
امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:


1- بدترین کارها آنست که نیکى را از بین ببرد و گناهان را جلب نماید.

2- بدترین عقاید آن است که مخالف با شریعت باشد.
3- بدترین گرفتاریها و مصیبتها، جهل و نادانى است .
4- بدترین زنان او است که به شوهر خود تمکین ننماید.
5- بدترین فرزندان آنست که فرمان پدر و مادر خود را اطاعت نکند.
6- بدترین خصلتها، دروغگوئى و دو روئى است .
7- بدترین حاکمان کسى است که بیگناه از او بترسد.
8- بدترین فرماندهان کسى است که هواى نفس بر او امیر باشد و فرمان دهد.
9- بدترین قاضى او است که در قضاوت خود ستم کند.
10- بدترین رئیس او است که به زیر دستان جور و ستم روا دارد.
11- بدترین عمل آنست که آخرت انسان را تباه سازد.
12- بدترین وزیر کسى است که وزیر اشرار و بد کاران باشد.
13- بدترین مدح و ستایش آنست که بر زبان اشرار و بدان جارى گردد.
14- بدترین سخن آنست که بعضى از آن بعض دیگر را نقض کند.
15- بدترین دانشها آنست که به آن عمل نشود.
16- بدترین اموال آنست که حق الله از آن خارج نگردد.
17- بدترین دوستان کسى است که هنگام آسایش به تو بپیوندد و هنگام گرفتارى با تو قطع رابطه کند.
18- بدترین شهرها شهرى است که در آن امنیت نباشد.
19-بدترین مردم کسى است که خود را بهترین مردم بداند.
20- بدترین بخششها آنست که با تاءخیر و با منت باشد.


نوشته شده در تاريخ توسط فرید عباسی

لقمه حرامی كه با تعابیر گوناگون در آیات و روایات مشاهده می‌شود محدود به چند 

دانه برنج و لقمه‌ای نان نمی‌شود؛ بلكه مراد از این واژه هر گونه ما لی است كه از 

راهی ناحق و بدون مجوز شرعی به دست آید.



در فرهنگ تعالی بخش اسلام، لقمه حرام مختص مواد خوراكی نبوده و حرام بودنش 

هم منحصر در روانه كردن آن به دستگاه گوارش نمی‌باشد. لقمه حرام، اصطلاحاً به 

مالی گفته می‌شود كه از راه غیر شرعی به دست آمده و هرگونه تصرف در آن (نه 

فقط خوردن) نیز ممنوع است و حرام. 



دلیل این گستردگی در عنوان بحث، همترازی واژه‌هایی نظیر «لقمه حرام» و 

«اللقمة من الحرام» با «أكل مال به باطل» یا «أكل سحت» در آیات و روایات است 

كه این تعابیر را می‌توان با عبارت‌هایی مانند «أكل ... بالباطل» و «أكل السحت» در 

منابع قرآنی و حدیثی جستجو كرد. 



توضیح واژگان 



«أكل» بر خلاف تصور عمومی كه آن را منحصر در خوردن از راه دستگاه بلع و گوارش 

می‌دانند؛ در خوردن خلاصه نشده و دامنه معنائیش هر گونه تصرف را شامل 

می‌شود؛ خواه این تصرف، خوردنی باشد؛ خواه پوشیدنی و خواه هر گونه دخل و 

تصرف دیگر. به عبارت دیگر این واژه در عربی همان كاربردی را دارد كه ما در فارسی 

داریم. ما نیز وقتی می‌گوییم پول فلانی را خوردند منظورمان وارد كردن آن در دهان 

نیست بلكه منظورمان از خوردن یك تعبیر عرفی برای هر گونه تصرف و مال خود 

كردن است. 




قرآن كریم هم برای بیان هر گونه تصرف در مال دیگری از واژه «أكل» استفاده كرده 

است؛ مانند این آیه كه می‌فرماید «وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَیْنَكُمْ بِالْباطِل»؛ بر اساس این 

آیه؛ هر گونه تصرف در اموال دیگران از غیر طریق صحیح و به ناحق؛ مورد نهی خداوند 

متعال قرار گرفته است. 


بنابراین لقمه حرامی كه با تعابیر گوناگون در آیات و روایات مشاهده می‌شود محدود 

به چند دانه برنج و لقمه‌ای نان نمی‌شود؛ بلكه مراد از این واژه هر گونه ما لی است 

كه از راهی ناحق و بدون مجوز شرعی به دست آید و مراد از خوردن آن نیز فرو بردن 

آن به داخل گلو نمی‌باشد بلكه منظور هر گونه تصرف در آن مال، بدون مجوز شرعی 

و رضایت صاحب آن است. 


پس اگر كسی پولی را ظالمانه به دست آورد؛ اما آن را خرج خوراك نكرد؛ بلكه 

لباسی خرید و پوشید یا با آن كرایه ماشین داد او نیز مصداق خورنده مال حرام 

محسوب می‌شود و این همان تعبیری است كه آیات و روایات هماهنگ با فرهنگ 

محاوره مردم از آن استفاده كرده است و می‌گوید كه او پول مردم را خورد در حالی 

كه ریالی از این پول لقمه‌ای نشد و از گلوی او پایین نرفت. 



با این مقدمه وارد گستره عظیم و مهمی به نام مال حرام می‌شویم. 

مال حرام چیست؟ 

----------------------- 

مال حرام مالی است كه از راه نامشروع به دست آید و مطلق تصرّف در آن، حرام 

است. خواه به مصرف خوردن و آشامیدن برسد، خواه صرف پوشاك و مسكن و نظیر 

آن شود. و حرام‌خوار علاوه بر اینكه گناه بزرگی مرتكب شده است، از مال حرام كه 

در آن تصرّف نموده، نفع نمی‌برد و آن مال بركت ندارد. 


دلیل حرمت 

-------------- 

در اسلام، أكل یا همان مطلق تصرف در این‌گونه اموال، حرام است زیرا آیات و روایات 

فراوانی با صراحت تمام مردم را از هر گونه تصرف در اموالی كه از راه نامشروع به 

دست آمده و مصداق مال حرام شده‌اند باز می‌دارند و اجازه چنین كاری را به آن‌ها 

نمی‌دهند. 


نمونه‌ای از آیات و روایات بازدارنده 

------------------------------------- 1. «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَیْنَكُمْ بِالْباطِلِ إِلاَّ أَنْ تَكُونَ تِجارَةً 

عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ »: ای كسانی كه ایمان آورده‌اید! هر گونه تصرف در مال دیگری كه بدون حق و بدون یك مجوز شرعی باشد 

ممنوع است مگر آنكه بر اساس تجارتی از روی خشنودی و رضایت میان خودتان انجام بگیرد. 


2. امیر المومنین علیه السلام می‌فرماید: «لَا تُدْخِلُوا بُطُونَكُمْ لُعَقَ الْحَرَامِ» 


«لُعَق» جمع «لعقه‌ی» است و لعقة به مقدار كمی از غذا می‌گویند كه در یك 

قاشق یا بین انگشتان جا می‌شود. كه اینجا كنایه از نهایت كوچكی آن مال حرام 

است. امیرالمومنین علیه السلام در این فراز از كلام گهربارشان مردم را از هر گونه 

تصرف حتی در ذره‌ای از مال حرام هم نهی می‌كند. سپس برای آنكه شنونده از 

پشتوانه ایمانی بیشتری برخوردار شود و این معصیت را راحت‌تر ترك كند بلافاصله 

فرمودند: «فَإِنَّكُمْ به عین مَنْ حَرَّمَ عَلَیْكُمُ الْمَعْصِیَةَ وَ سَهَّلَ لَكُمْ سُبُلَ الطَّاعَةِ »؛ زیرا 

در برابر مراقبت خداوندی هستید كه گناه را بر شما حرام كرده و راه بندگی را بر 

شما آسان نموده است.



نوشته شده در تاريخ توسط فرید عباسی

در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم يا ششم هجرى قمرى در شهر مدينه منوّره متولّد گرديده و جهان را به قدوم خويش مزين فرمودند. نام مبارک آن بزرگوار زينب، و کنيه گراميشان ام الحسن و ام کلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از: صدّيقة الصغرى، عصمة الصغرى، ولية اللّه العظمى، ناموس الکبرى، شريکة الحسين عليهالسّلام و عالمه غير معلّمه، فاضله، کامله و ... پدر بزرگوار آن حضرت، اوّلين پيشواى شيعيان حضرت اميرالمؤمنين على بن ابيطالب (ع)، و مادر گرامى آن بزرگوار، حضرت فاطمه زهرا (س) مي باشد. 

در آن زمان که صديقه کبري (س) به اين گوهر درياي عصمت و طهارت باردار بود، پيامبر اکرم (ص) در مدينه حضور نداشتند و به سفري رهسپار بودند. هنگامي که وجود مقدس زينب کبري (س) متولد گشت، صديقه طاهره (س) به اميرالمؤمنين (ع) فرمود که چون پدرم در سفر است و در مدينه حضور ندارد، شما اين دختر را نام بگذاريد. آن حضرت فرمود: من بر پدر شما سبقت نمي گيرم، صبر نما که به اين زودي رسول خدا باز خواهد گشت و هر نامي که صلاح داند بر اين کودک مي نهد. هنگامي که سه روز گذشت، رسول خدا (ص) مراجعت نمود و و همانگونه که رسم و سيره رسول اکرم (ص) بود، نخست، به منزل حضرت زهرا (س) وارد گشتند. امام علي (ع) خدمت آن حضرت عرض کرد: يا رسول الله! خداوند متعال دختري به دخترت عطا فرموده است، نامش را معين فرماييد. حضرت رسول فرمودند : اگر چه فرزندان فاطمه اولاد من مي باشند، لکن امر ايشان با پروردگار عالم است و من منتظر وحي ميباشم. در اين حال جبرئيل نازل شد عرض کرد: يارسول الله ! حق تو را سلام مي رساند و مي فرمايد: نام اين مولود را " زينب " بگذار، چرا که اين را در لوح محفوظ نوشته ايم. رسول اکرم (ص) قنداقه آن مولود گرامي را طلبيد و به سينه چسبانيد، بوسيد و نامش را زينب نهاد و فرمود: به حاضرين و غايبين امت، وصيت مي نمايم که حرمت اين دختر را حفظ نمايند. همانا که او به خديجه کبري (ع) شبيه است. 

هوش و ذکاوت: 

صاحب کتاب «اساور من ذهب» درباره حافظه و ذکاوت آن بانوى بزرگوار چنين مي نويسد: در اهميت هوش و ذکاوت آن بانوى بزرگوار همين بس که خطبه طولانى و بلندى را که حضرت صديقه کبرى فاطمه زهرا (ص) در دفاع از حق اميرالمؤمنين (ع) و غصب فدک در حضور اصحاب پيغمبر اکرم (ص) ايراد فرمودند، حضرت زينب (ص) روايت فرموده است. و ابن عباس با آن جلالت قدر و علو مرتبه در حديث و علم، از آن حضرت روايت نموده و از آن حضرت به عقيله تعبير مي کند. چنانچه ابوالفرج اصفهانى در مقاتل مي نويسد: ابن عباس خطبه حضرت فاطمه (س) را از حضرت زينب (س) روايت کرده و مي گويد: حدثتنى عقيلتنا زينب بنت على عليه السّلام..» دقت کنيم که حضرت زينب (س) با اينکه دخترى خردسال (يعنى هفت ساله و يا کمتر) بود، اين خطبه عجيب و غرّاء که محتوى معارف اسلامى و فسلفه احکام و مطالب زيادى است را با يک مرتبه شنيدن حفظ کرده، و خود يکى از راويان اين خطبه بليغه و غراء مي باشد.

فصاحت و بلاغت: 

کلمات و فرمايشات گهربار آن حضرت در خطبه هايى که از آن حضرت روايت شده، خود قوي ترين دليل بر کمال فصاحت و بلاغت آن بانوى بزرگوار مي باشد. همان بانويى که امام سجاد (ع) در حق ايشان فرمودند: «اَنْتِ بِحَمدِ اللّهِ عالِمَةٌ غَيرَ مُعَلَّمَة وَ فَهِمَةٌ غَيرَ مُفَهَّمَة» يعنى: «اى عمّه! شما الحمد للّه بانوى دانشمندى هستيد که تعليم نديده، و بانوى فهميده اى هستى که بشرى تو را تفهيم ننموده است». در اينجا مرورى کوتاه به قسمتى از خطبه آن حضرت در مجلس يزيد که يکى از بزرگترين حرکتهاى آن حضرت، در واقعه کربلا بود که دستگاه حکومت بنى اميه را به شدّت لرزاند مي کنيم: «به خدا قسم اى يزيد، هر چه کردى بازگشت آن به سوى خودت خواهد بود، چرا که تو جز پوست خود نشکافتى و جز گوشت خود ندريدى. اى يزيد! در آن روزى که خداوند بدنهاى پاک شهيدانمان را حاضر مي کند تا حقوق خود را از ستمگر بستاند، تو بر رسول خدا (ص) وارد خواهى شد، امّا مي دانى در چه حالى؟ در حاليکه خون عزيزان او را ريخته و حرمت ذرّيه او را از بين برده اى. آرى اى يزيد! از اين پيروزى ظاهرى که به دست آورده اى، غرق شادى مشو، و آن عزيزان را که در کربلا به خاک و خون کشيده اى، مغلوب و مرده مپندار. که خداوند مي فرمايد: (کسانى را که در راه خدا شهيد شده اند مرده مپنداريد. 

بلکه آنان زنده اند و در نزد خداى خود روزى مي خورند). آل عمران: 169 و اى يزيد! براى تو همين بس که حاکم در آن روز خداوند، و دشمن تو پيامبر خدا، و ياور و پشتيبان اهل بيت جبرئيل باشد. و به زودى کسى که اين مقام را براى تو زينت داده و تو را بر گردن مسلمين سوار کرده است (يعنى معاويه)، خواهد دانست که چه جانشين بدى براى خود تعيين کرده و در روز جزا درخواهيد يافت که بدترين مکان از آنِ کيست؟ و بدبختى و ضعف و زبونى شامل چه افرادى خواهد شد. حضرت زينب (س) بزرگ بانوي جهان اسلام، بيدادگر و ادامه دهنده حادثه عاشورا و دارنده دانشهاي دو جهان و به گفته امام سجاد (ع): " داناي بدون آموزگار و فهميده بدون فهماننده " بود. الگوي راستين وي، بانوي دو جهان, حضرت فاطمه (س) مادر وي بوده است. زينب (س) در دامان پرمهر و معنويت فاطمه (س) از سرچشمه معارف اسلامي و قرآني سيراب گشت. 

رسالت راستين زينب هنگامي آغاز گرديد که پس از به شهادت رسيدن امام حسين (ع) و هفتاد و دو تن از يارانش با ايراد سخنان آتشين به بيدارگري مردم کوفه و ستيز با ستمکاران و يزيديان پرداخت. پس از واقعه خونبار کربلا نقش ايشان روند تازه تري يافت. آن حضرت در اين دوران ضمن حضور در کاروان اسراي کربلا در برابر حکام جور قرار گرفتند و به افشاگري ظلم و ستموارد بر آل طه از سوي خاندان اميه پرداختند. آن حضرت در اين دوران سخت با حضور درکاخ برخي حکمرانان جور زمان مانند يزيد و ابن زياد، با تاکيد برحقانيت طريق آل محمد بر سخنان و تبليغات مسموم خاندان اميه درباره بني هاشم خط بطلان کشيدند. صديقه توانا، عقليه دودمان وحي، تربيت شده خاندان نبوت، حضرت زينب کبري(س) است. همو که در بزرگواري و کرامتش بسيار سخن ها گفته و نوشته اند. او نمودار حق و جهاد در راه خدا و نگهدارنده ايمان و عقيده، قهرمان دليري و شجاعت، جلوه فصاحت و بلاغت، شعله ستيزه جوي باطل و آتش افشان حق در برابر نيروهاي ستمگر و کوبنده دژخيمان زورگو است. زينب(س) تجسم زهد، ورع، علم، عفاف و شهامت و عقيله طاهره، متعلق به اخلاق الهي است. اين بزرگوار (س) راه مقاومت در برابر باطل را به امت نشان داد و فداکاري در راه خدا و چشم پوشي از همه چيز را در راه برافراشتن پرچم حق به همه ياد داد. ايثار، فداکاري، وزانت عقل، صبر و بردباري، علم وسيع و دانش وافر، سخنان سنجيده و منطقي او در فرصت هاي حساس توأم با آن مظلوميت و ستم هاي جانکاهي که به او وارد آمده است، از او چهره يک شخصيت بي نظير، رزم آور شجاع، جهادگر بي باک و سخنور توانا را در قلوب و اذهان ترسيم نموده است که تا چرخ زمان حرکت دارد، تا نسل ها در روي زمين حيات دارند و تا زمين دور خورشيد مي گردد اين چراغ فروزان، نورافکن جهانيان و نسل هاي آينده خواهد بود.

کرامات:

به غير از انوار مقدسه چهارده معصوم (ع)، در ميان خاندان رسالت و اهل بيت گرامى پيامبر اکرم (ص)، افرادى هستند که در نزد خداوند متعال داراى رتبه و منزلت رفيع و والايى مي باشند و توسل به ايشان، موجب گشايش مشکلات و معضلات امور ديگران است. مانند حضرت اباالفضل (ع) که حتى در موارد زيادى مسيحيان به آن حضرت متوسل شده و به برکت توسل به آن حضرت مشکلاتشان حل گرديده و به حوائج و خواسته هاى خويش نائل گرديده اند. حضرت زينب (س) نيز بانويى بزرگوار از اين سلسله پاک است که توسل به آن حضرت براى حل مشکلات بزرگ بسيار تجربه شده است و کرامات بسيارى از آن بانوى گرامى نقل شده است. به عنوان مثال شبلنجى يکى از علماى اهل تسنّن در نورالابصار مي نويسد: «شيخ عبدالرحمن اجهورى مقرى در کتابش مشارق الانوار مي گويد: در سال هزار و صد و هفتاد دچار مشکلى بسيار سختى شدم و به روضه (قبر مطهر و نوراني) حضرت زينب عليها السلام متوسل شدم و قصيده اى در مدح آن حضرت سرودم که مطلع آن چنين بود: « آلِ طاها لَکُمْ عَلَينَا الْوِلاءُ لا سِواکُمْ بِما لَکُمْ آلآء ...... » و خدا به برکت آن بانوى گرامى مشکل مرا حل کرد. وفات آن حضرت: حضرت زينب (س)، شيرزن دشت کربلا سرانجام پس از عمري دفاع از طريق حق ولايت وامامت در 15 رجب سال 63 هجرى قمرى در ضمن سفرىکه به همراه همسر گراميشان عبداللّه بن جعفر به شام رفته بودند، وفات يافتند و بدن مطهر آن بانوى بزرگوار در همانجا دفن گرديد. مزار ملکوتى آن حضرت (دمشق/سوريه)، اينک زيارتگاه عاشقان و ارادتمندان اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام مى باشد.


نوشته شده در تاريخ توسط فرید عباسی
گفته شد اسلام تفریح و نشاط را از جمله نیازهای غریزی در انسان می داند و از این رو کسب شادکامی را نه تنها مذمت نمی کند، بلکه بدان ترغیب و تشویق نیز می نماید. نکته اساسی در این میان آن است که اسلام هر نوع لذت و شادی را تأیید نمی کند بلکه شادی هایی را مورد تأیید و ترغیب قرار می دهد که بتواند به رشد شخصیت آدمی یاری رساند و از غفلت او در لهویات جلوگیری نماید. در این نوشتار به بررسی برخی از راهها برای شاد زیستن اشاره می کنیم که از نظر اسلام مورد تأیید است.



راه های شاد زیستن

همه ما در زندگی به دنبال خوشبختی و سعادتمندی هستیمم. شادی و نشاط در زندگی از جمله عواملی است که احساس رضایتمندی و خوشبختی را برای انسان به ارمغان می آورد. «خنده» تظاهر بیرونی و ظاهری خلق است که سبب آرامش و نشاط درونی می گردد. حضرت علی علیه السلام فرمودند: کونوا کالنحله؛ مانند زنبور عسل باشید. یعنی دهان دیگران را شیرین کنید و با شادی کام دیگران را شاد نگه دارید. تحقیقات نشان داده است که خنده نه تنها سبب نشاط افراد می گردد بلکه سلامت آنها را نیز تضمین می کند. خنده، سیستم ایمنی بدن را مقاوم می سازد و توانایی بدن در برابر عفونت را افزایش می دهد. از طرف دیگر خنده سبب کاهش سطح هورمون های استرس زا شده و از تأثیرگذاری آنها بر روی سیستم ایمنی بدن جلوگیری می کند. هنر شاد بودن و شاد زیستن مستلزم توانایی خندیدن به مشکلات در کوتاهترین زمان ممکن پس از وقوع آنهاست. از این رو در دستورات دینی ما توصیه شده است که همواره متبسّم و خنده رو باشیم تا جایی که از نشانه های مؤمن خنده در چهره و حزن در قلب شمرده شده است. به تعبیر دیگر از جمله راه های شاد زیستن آن است که انسان تلاش کند همواره لبخند بر لب داشته باشد و چهره ای گشاده و بشّاش به خود بگیرد هرچند در قلب خود حزن و اندوهی را قرار داده است.

خنده از جمله راههای شاد زیستن است که اسلام به طور جدّی آن را توصیه می نماید. خنده، سیستم ایمنی بدن را مقاوم می سازد و توانایی بدن در برابر عفونت را افزایش می دهد. از طرف دیگر خنده سبب کاهش سطح هورمون های استرس زا شده و از تأثیرگذاری آنها بر روی سیستم ایمنی بدن جلوگیری می کند«خنده»های درست و حسابی!

بنابراین خنده از جمله راههای شاد زیستن است که اسلام به طور جدّی آن را توصیه می نماید. خنده، سیستم ایمنی بدن را مقاوم می سازد و توانایی بدن در برابر عفونت را افزایش می دهد. از طرف دیگر خنده سبب کاهش سطح هورمون های استرس زا شده و از تأثیرگذاری آنها بر روی سیستم ایمنی بدن جلوگیری می کند.

اما از سوی دیگر مؤمنین را از قهقهه زدن منع می کند و آن را از شیطان می داند. در واقع آن چه از نظر اسلام مورد تأیید است «خنده های درست و حسابی»! است که سبب آرامش و نشاط فرد و دیگران که با او مراوده دارند، می شود وگرنه خنده های بلند و به تعبیری قهقهه اصلاً مورد تأیید و توصیه اسلام نیست و چه بسا از آن نهی شده است. از سوی دیگر اسلام می پسندد که مؤمنین در کنار یکدیگر گل بگویند و گل بشنوند، بخندند و شاد باشند امّا هرگز اجازه نمی دهد با تمسخر و استهزاء یکدیگر شاد شوند و لبخند به لب بیاورند!

به عبارت دیگر اسلام توصیه می کند که: با هم بخندیم نه آنکه به هم بخندیم! پس از این به بعد مواظب لطیفه گویی ها و دور هم نشستن هایمان بیشتر باشیم که با غیبت و استهزاء دیگران آلوده نشود!!



یاد خداوند ذکر الهی؛ یک راهکار مطمئن

از دیگر راههایی که برای شاد زیستن در اسلام توصیه می شود که در واقع مهمترین راه و اطمینان بخش ترین راهکار است، ذکر خدا و یاد الهی است همچنان که آیه شریفه می فرماید: ألا بذکر الله تطمئنّ القلوب؛ آگاه باشید که تنها با یاد خدا دلها آرامش می یابد. (سوره مبارکه رعد/ آیه شریفه 21)

اطمینان قلب و آرامش با ذکر خداوند سبب می شود دغدغه ها و مشکلات زندگی از انسان دور شود و دیگر اضطراب و ناراحتی او را سرگردان ننماید و با نشاطی درونی و شادی واقعی به انجام امور بپردازد. کسی که همواره توجه می کند که قدرتی برتر و خدایی مهربان او را می بیند و به او کمک می کند نشاط و شادی خود را از دست نمی دهد بلکه همواره به دنبال جلب رضایتمندی اوست. برای تمرین این توجه همیشگی به قدرت لایزال الهی توجه به واژه «ربّ» می تواند کمک کننده باشد. ربّ یعنی پروردگار و تنها کسی پروردگار است که در همه امور زندگی از خوردن و خوابیدن گرفته تا اتّخاذ تصمیمات بزرگ و مهم در زندگی همه را تدبیر می کند و انسان را می پروراند! بنابراین چه جای اندوه و ناراحتی است که خدایی به این مهربانی یار و یاور ماست!

اما از سوی دیگر مؤمنین را از قهقهه زدن منع می کند و آن را از شیطان می داند. در واقع آن چه از نظر اسلام مورد تأیید است «خنده های درست و حسابی»! است که سبب آرامش و نشاط فرد و دیگران که با او مراوده دارند، می شودصله رحم و رفت و آمد فامیلی

از دیگر راههای شاد زیستن صله ارحام است. صله رحم بنا بر فرموده روایات اسلامی سبب افزایش عمر می گردد و این شاید نتیجه تخلیه روانی انسان ها در اثر دید و بازدید و گفتگو با یکدیگر باشد. بهترین صله رحم نیز از خود اعضای خانواده شروع می شود و در هسته مرکزی آن زن و مرد. وقتی زن و شوهری در کنار هم با آرامش بنشینند و با یکدیگر صحبت و گفتگو نمایند و در امور زندگی هم اندیشی نمایند، می توانند مطمئن باشند که شادی و نشاط در یک قدمی خانه آنهاست! زیرا علاوه بر آنکه در مشکلات و سختی های زندگی که می تواند شادی را از آنها بگیرد به پشت گرمی یکدیگر دلخوشند، خداوند بواسطه رفق و مدارا و محبت میان آنها توسعه و گشایشی در زندگی شان ایجاد می نماید که غم و اندوه از میان برخیزد و نشاط و شادکامی مهمان خانه شان شود.



صبوری کن صبوری!

از دیگر کلیدهای طلایی برای بدست آوردن شادی در زندگی، صبور بودن است. آنچه سبب می شود شادی از زندگی رخت بربندد و اضطراب و ناراحتی جایگزین آن شود، آن است که انسان در برابر مشکلات صبر نکند. بنابراین صبور بودن از جمله راهکارهای شادکامی در زندگی به شمار می رود. البته صبر کردن مصادیق متعددی دارد که صبر در برابر مشکلات یکی از آن است. دیگر از مصادیق صبر کردن و صبور بودن، صبر در برابر بیماری ها و دردهای جسمانی است. ناراحتی های جسمی از دیگر عواملی است که شادی را از انسان می گیرد. 

با صبور بودن در برابر این دردها و بیماری های و توجه به شافی و شفادهنده حقیقی که خداوند است، می توان شادکامی را دوباره به دست آورد، آنچنان که در قرآن کریم از زبان حضرت ابراهیم(ع) می فرماید: فاذا مرضتُ فهو یشفین؛ او خدایی است که وقتی بیمار شوم مرا شفا می دهد. یکی دیگر از مصادیق صبور بودن، صبر در برابر معصیت و گناه است. نافرمانی خداوند از آنجایی که با فطرت انسانی ناسازگاری دارد، سبب می شود انسان با انجام گناه و نافرمانی الهی به عذاب وجدان و ناراحتی درونی مبتلا شود. در برخی از موارد و در برخی از گناهان این عذاب درونی به حدّی می رسد که همه زندگی فرد را مختل می کند و او را از هستی ساقط می نماید، امّا کمترین حدّ آن نیز آن است که شادی و نشاط درونی او را زایل می نماید. البته در حین انجام گناه ممکن است لذت و نشاطی کاذب فرد را در بربگیرد امّا پس از آن، گرفتار رنج و گرفتاری گناه می شود و از آرامش و نشاط درونی تهی می گردد.

برخی راه های دیگر نیز برای شادکامی و شادزیستن در زندگی وجود دارد که به آنها در مقاله بعدی خواهیم پرداخت.


نوشته شده در تاريخ توسط فرید عباسی
بسم الله الرحمن الرحیم 

برای یافتن حضور قلب در نماز باید چند نکته ضروری را رعایت کنیم :
 
1- مکان نماز خالی از صدا ها و اشیایی باشد که موجب جلب توجه است . 

2- همواره نماز را اول وقت بخوانیم 

3- تا جایی که ممکن است در مسجد و به جماعت بخوانیم 
4- پیش از نماز زمینه روحی برای توجه به معبود را در خود فراهم کنیم ( از طریق خواندن دعای وضو - اذان - اقامه و دیگر مستحبات قبل از نماز )
5- مهمتر از همه بیرون راندن حب به دنیا از دل و مملو ساختن ان از عشق به الهی . به طوری که دیگر ذهن ما مشغول مسائل دنیوی نشود .
6- نکته دیگر اینکه چون قوه خیال ما چکاوکی است و هر گاه از شاخه ای به شاخه دیگر می پرد پس باید با زحمت مداوم ان را تربیت کنیم و در اختیار خود بگیریم و اگر در نماز متوجه شدیم ذهن ما از یاد خدا غافل شده است بلافاصله ان را به جایگاه اول برگردانیم 
7- دانستن معانی و عبارات نماز ها و دعا و مطالعه در احوال معاد و ...
8- سعی کنیم اذکار و قرائات نماز را با طمانینه و با تدبر در محتوای ان بخوانیم 
9- خودداری از نگاه به چیز هایی که جلب توجه می کند 
10 - مطالعه اوحوال اولیا در نماز بسیار مناسب است و توصیه می کنم کتاب ( اداب الصلوه ) و (پرواز در ملکوت ) امام خمینی (ره) را مطالعه فرمایید .


نوشته شده در تاريخ توسط فرید عباسی
گفتم: خسته‌ام    
گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
     .:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::. 

گفتم: هیشکی نمی‌دونه تو دلم چی می‌گذره
گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه
     .:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.


گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم
گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
     .:: ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16) ::.



گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!
گفتی: فاذکرونی اذکرکم
     .:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.



گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
     .:: تو چه می‌دونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63) ::.



گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟ 
گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
     .:: کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/109) ::.


گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده‌ات هستم و ظرف صبرم کوچیک... یه اشاره‌ کنی تمومه!
گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
     .:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.


گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل...  اصلا چطور دلت میاد؟   
گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم
     .:: خدا نسبت به همه‌ی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.


گفتم: دلم گرفته  
گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
     .:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا  شاد باشن (یونس/58) ::.


گفتم: اصلا بی‌خیال! توکلت علی الله   
گفتی: ان الله یحب المتوکلین
     .:: خدا اونایی رو که توکل می‌کنن دوست داره (آل عمران/159) ::.


گفتم: خیلی چاکریم!   
ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که:

و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره
.:: بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت می‌کنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا می‌کنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر می‌کنن (حج/11) ::.


گفتم:...
دیگه چیزی برای گفتن نداشتم.

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم
گفتی: فانی قریب
     .:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.


گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش می‌شد بهت نزدیک شم
گفتی: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
     .:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
     .:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::. 


گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی
گفتی: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
     .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.


گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار می‌تونم بکنم؟     
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
     .:: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.


گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
     .:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::.


گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟ 
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
     .:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.


گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
     .:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.


گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌کنه؛ عاشق می‌شم! ...  توبه می‌کنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
     .:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.


ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک     
گفتی: الیس الله بکاف عبده
     .:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.


گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟
گفتی:

یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.


نوشته شده در تاريخ توسط فرید عباسی

عشق است تمام بچه هایی رو که نمازشونو میخونن... .یا حداقل ادای نمازخوندن رو در میارن...

ببینین چقد خوشگل داره دعا میکنه!!!

خدایا به دل پاک و سفید این بچه ها قسم ظهور امام زمانمونو نزدیک تر کن

آمین...


نوشته شده در تاريخ توسط فرید عباسی

حضرت امام صادق (ع) فرمود: فاطمه نزد خدای تعالی 9 اسم دارد: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا.

فاطمه:

رسول خدا فرمود: زیرا او و شیعیانش از آتش جهنم قطع شده‌اند. (فاطمه به معنای قطع‌شده و بریده است.)

و نیز امام صادق (ع) فرمود: زیرا او از هر شر و بدی بریده شده است و نیز چون مردم از رسیدن به معرفت کامل او قطع شده اند.

 

صدیقه :

زیرا او هرگز در زندگی جز راست نگفت و هر آنچه پدر بزرگوارش فرمود، تصدیق کرد.

رسول خدا به امیرالمومنین فرمود: یا علی، من به فاطمه سفارش‌هایی کرده ام که به تو بگوید. او هر چه گفت بپذیر، زیرا او راستگوست، بسیار راستگو.

 

مبارکه:

برکت به معنای خیر فراوان است و از فاطمه نسل فراوانی به عالم اسلام هدیه شده . لذا در بعضی از تفاسیر آمده است که در آیه ی « انا اعطیناک الکوثر» ( ای رسول گرامی ما به تو خیر کثیر عطا کردیم) منظور، فاطمه (س) است.

 

طاهره:

امام باقر (ع) فرمود: زیرا او از هر ناپاکی ظاهری و هر گونه ناپاکی دامن، مبری است.

و نیز طبق روایات متعدد، آیه تطهیر( انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا) درباره حضرت فاطمه  نازل شده است. پس فاطمه طاهره است زیرا هر گونه رجس و پلیدی و ناپاکی از وجود مقدسش دور است.

 

زکیه:

زکاه هم به معنای رشد و نمو و هم به معنای طهارت است، بنابراین زکیه هم یعنی از فاطمه نسل پرباری پا به عرصه وجود خواهد گذاشت و هم اینکه او وجودی است پاک و طاهر .

 

راضیه:

زندگی کوتاه حضرت فاطمه با غم و اندوه و نیز با تلاش و سختی همراه بود. او زندگی بسیار مشکلی را پشت سر گذاشت ولی هرگز لب به شکایت باز نکرد، بلکه همواره خدای بزرگ را شکر می‌کرد و راضی بود .

روایت شده روزی رسول خداحضرت فاطمه را دید که لباس خشنی بر تن داشت و با دست‌های مبارکش آسیاب می‌کرد در حالیکه طفل کوچک خود را هم شیر می‌داد. رسول خدا گریان شد و فرمود: ای دخترکم، تلخی این دنیا را بچش، برای رسیدن به شیرینی آخرت.

حضرت فاطمه نه تنها لب به شکایت باز نکرد، بلکه عرض کرد: ای رسول خدا، من خدا را برای نعمتهایش سپاسگزارم.

و نیز روزی امیرالمومنین از رسول خدا خواست اگر ممکن باشد برای فاطمه مستخدمه ‌‌ای بگیرد، اما رسول خدا تسبیح فاطمه را به آنها تعلیم فرمود. حضرت زهرا پس از شنیدن این دستور پیغمبر اکرم سه بار فرمود: من از خدا و رسولش راضیم.

 

مرضیه:

تمام کارهای حضرت فاطمه مورد رضایت خدا و رسول بود. رسول خدا هیچ گاه بر فاطمه غضب نکرد، به او خرده نگرفت و برعکس، گاهی می‌فرمود: فداها ابوها. (پدرش به قربانش) .

این چنین است که رسول خدا رضای فاطمه را رضای خدا می‌دانست و می‌فرمود: خدا از غضب فاطمه غضب می کند و از رضایت او راضی می‌شود.

 

محدثه:

امام صادق (ع) در این مورد فرمود: زیرا ملائکه از آسمان فرود می‌آمدند و با او سخن می‌گفتند.

در فرهنگ اسلامى محدثان راستین همواره از حرمت و منزلت ویژه اى برخوردار بوده اند، محدثان و راویان در حفظ و حراست از گنجینه هاى معارف و ارزشهاى دینى و ذخایر گرانمایه مکتب تشیع و رشد و تعالى فرهنگ غنى اسلامى نقش اول را داشته اند و حامل ودایع و امانتهاى گرانقدر الهى و رازدار اسرار آل رسول بوده اند.

 

زهرا:

امام صادق فرمود: زیرا نور آن بانوی مکرمه در یک روز سه بار برای امیرالمومنین می‌درخشید، و چون در محراب عبادت می‌ایستاد نور درخشنده او برای اهل آسمان می‌ درخشید همانگونه که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد.

 

برخی نامهای دیگر حضرت فاطمه (س)

حصان (محفوظ)، حره (آزاده، شریف)، سیده (بانوی محترم)، عذراء (پرده نشین)، حوراء (فرشته، حوریه)، مریم کبری (مریم برتر)، نوریه (تابناک، درخشنده ) و نام آن بانو در آسمان، منصوره (یاری‌شده) است.

 

کنیه های حضرت

ام الحسن، ام الحسین، ام المحسن، ام الائمه، ام ابیها.

حضرت فاطمه (س) آن قدر به پدر بزرگوارش محبت می کرد و مادرانه عشق می ورزید که " ام ابیها" (مادر پدرش) لقب گرفت.( وفا )


نوشته شده در تاريخ توسط فرید عباسی
«عبدالرحمن فارج» کودک سه ساله الجزایری در حال حاضر کوچک ترین حافظ قرآن کریم در سراسر جهان به شمار می‌رود.

به گزارش نیک نما به نقل از شیعه آنلاین ، «عبدالرحمن» قرآن را از زبان مادر خود و نیز از طریق تلوزیون حفظ کرده است. لقب وی «مسرور» یعنی «خوشحال» است. او قرآن را تقریبا کاملا صحیح و بدون اشکال می‌خواند و حتی کوچکترین و ظریفترین قواعد و احکام قرائت قرآن را نیز رعایت می‌کند.


73027_995.jpg

پدر و مادر وی در مورد برخی اخلاق و رفتارهای جالب او می‌گویند: بیشتر کودکان هنگام بازی شاد و خندان هستند اما «عبدالرحمن» وقتی صدای قرآن می‌شنود شاد می‌شود و لبخند می‌زند و زبان باز می‌کند.

مادر «عبدالرحمن» طی گفت‌وگویی با روزنامه الشروق الجزایر در مورد چگونگی حفظ قرآن توسط فرزند خردسالش می‌گوید: وقتی باردار بودم، قرآن تلاوت می‌کردم و هر هفته روزهای جمعه سوره مبارک «کهف» را می‌خواندم و هر روز هم دو سوره «ناس» و «فلق» و نیز سوره «ملک» را می‌خواندم.


73028_379.jpg

وی در ادامه این گفت‌وگو افزود: بعد از تولد «عبدالرحمن» نیز هر روز با پخش صدای قرآن، گوش و جان او را با کلام الله مجید آشنا می‌کردم. علاوه بر آن ذکرها و دعاهایی که از پیامبر اکرم، حضرت محمد (ص) به عنوان مستحبات و یا حتی وظایف روزانه به ما رسیده را بر او می‌خواندم تا اینکه او با صدای تلاوت آیات قرآن و زمزمه‌ای ذکر « الله » به خواب می‌رفت.


73029_641.jpg

در مورد زمان دقیقی که «عبدالرحمن فارج» قرآن کریم را به طور کامل حفظ کرد، مادرش افزود: در 2 سالگی عمرش، هنگام بازی و سرگرمی‌های کودکانه می‌دیدم که آیات قرآن کریم را با خود زمزمه می‌کند و به جز با قرآن با هچ‌ چیز دیگر انس و الفت نمی‌گیرد و زمانی ‌که می‌خواستم برایش برنامه‌های کوکانه و یا کارتون به نمایش بگذارم، نمی‌پذیرفت و از من می‌خواست شبکه‌های قرآنی بگذارم.

در پایان گفتنی است که شاید بی‌اغراق بتوان گفت خداوند این کودک را برگزید تا یکی از معجزات عصر حاضر باشد.


نوشته شده در تاريخ توسط فرید عباسی
مرحوم دولابی

آن مرحوم می فرمایند:پدری چهار تا بچه را گذاشت توی اتاق و گفت این‌جا‌ را مرتب کنید تا من برگردم
خودش هم رفت پشت پرده.
از آن‌جا نگاه می‌کرد می‌دید کی چه کار می‌کند، می‌نوشت توی یک کاغذی که بعد حساب و کتاب کند

یکی از بچه‌ها که گیج بود، حرف پدر یادش رفت. سرش گرم شد به بازی.
یادش رفت که آقاش گفته خانه را مرتب کنید

یکی از بچه‌ها که شرور بود شروع کرد خانه را به هم ریختن و داد و فریاد که من نمی‌گذارم
کسی این‌جا را مرتب کند

یکی که خنگ بود، ترسید. نشست وسط و شروع کرد گریه و جیغ و داد که آقا بیا،

بیا ببین این نمی‌گذارد، مرتب کنیم

اما آنکه زرنگ بود، نگاه کرد، رد تن آقاش را دید از پشت پرده. تند و تند مرتب می‌کرد همه‌جا را
می‌دانست آقاش دارد توی کاغذ می‌نویسد
هی نگاه می‌کرد سمت پرده و می‌خندید. دلش هم تنگ نمی‌شد.
می‌دانست که آقاش همین ‌جاست
توی دلش هم گاهی می‌گفت اگر یک دقیقه دیر‌تر بیاید باز من کارهای بهتر می‌کنم

آن بچه‌ شرور همه جا را هی می‌ریخت به هم، هی می‌دید این خوشحال است،
ناراحت نمی‌شود وقتی همه جا را ریخت به هم، آن وقت آقا آمد….

ما که خنگ بودیم، گریه و زاری کرده بودیم، چیزی گیرمان نیامد. او که زرنگ بود و خندیده بود،

کلی چیز گیرش آمد



.

.

“زرنگ باش. خنگ نباش. گیج نباش”

شرور که نیستی الحمدلله. گیج و خنگ هم نباش

نگاه کن پشت پرده رد آقا را ببین و کار خوب کن

خانه را مرتب کن، تا آقا بیاید.


نوشته شده در تاريخ توسط فرید عباسی

دانستنیهای احکام(ویژه نوجوانان)

مجتهد:متخصص وکارشناس در احکام دینی،فقیه

مجتهد جامع الشرایط:مجتهدی که شرایط مرجعیت را دارا باشد.

مرجع:فقیه عادل و مجتهدی که مردم در مسائل دینی به او مراجعه کنند.(مرجع تقلید)

تقلید:مراجعه به فقیه عادل و کارشناس دینی ومتخضض در مورد احکام دین و عمل کردن به دستورات

ایشان.

مقلد:کس که در انجام وظایف و مسائل شرعی،از نظر و رای مجتهد تقلید می کند.

بالغ:فردی که به سنّ بلوغ رسیده باشد.

تکلیف:وظیفه هر انسان که به حد بلوغ می رسد.

مُکلف:کسی که به حد بلوغ می رسد.

شرع:قانون خدا و تعالیم الهی و روش و آیینی که خداوند برای بندگان تعیین فرموده است.

رساله توضیح المسائل:کتابی که مجتهد درباره مسائل شرعی می نویسد و کلیه احکام و مسائل مربوط

 به احکام دین در آن توضیح می دهد.

فتوا:نظر و رای قاطع و روش مجتهد درباره یک مساله.

مساله:سوال شرعی و دینی که مجتهد به آن جواب می دهد.

اقتداء:پیروی کردن و کسی را مقتدا قراردادن.

امام جماعت:کسی که در نماز به او اقتداء می کنند.

ماموم:پیرو،کسی که در نماز به امام جماعت اقتداء می نماید.

این پست ادامه دارد...



برچسب‌ها: احکام, دانستیهای احکام, احکام نوجوانان
نوشته شده در تاريخ توسط فرید عباسی

تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول×*اولین های نماز*×تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول

اولین سوال روز قیامت نماز است.

اولین نماز جماعت توسط حضرت محمد(ص) وبا شرکت حضرت علی(ع) وجعفربن ابی طالب اقامه شد.

اولین آداب نماز ایستادن روبه قبله است.

اولین نمازی که به حضرت محمد(ص)واجب شد نماز ظهر بود.

اولین نماز عید قربان در سال دوم هجرت توسط رسول اکرم(ص) خوانده شد.

اولین عمل از اعمال انسان که به بالا برده می شود نماز های پنج گانه است.

اولین نماز جماعت را حضرت محمد(ص) در آغاز هجرت در مدینه بر پا شد.

اولین نماز عید فطر در سال دوم هجرت توسط حضرت محمد (ص) خوانده شد.

اولین و مهم ترین وصایای خداوند متعال در قرآن در خصوص نماز است.

اولین سفارش خداوند بر حضرت عیسی و موسی(ع) سفارش به نماز بود.

اولین چیزی که خداوند بر انسان واجب کرد نماز است.



برچسب‌ها: اولین ها, اولین های اسلامی, اولین های نماز
نوشته شده در تاريخ توسط فرید عباسی
تمامی حقوق مطالب برای به سوی ظهور محفوظ می باشد